آرین شعر
اگر به خانه ی من آمدی ای مهربان برای من چراغ بیاور ویک دریچه که از آن به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم

به نام عشق                   شعر جدید پایین صحفه همین پست

سلام دوستان

از دوستانی که مرا دلتنگ بودند معذرت می شوم سفر مرا برده بودمرا................بگذریم شعر نیستم این روزها دلتنگم اما نه که به کلام بیایم فقط نوشتم که باشم به روز هنوز

دلتنگم اما این روزها دلتنگ دیدارها وندیده هایم

یا علی

سلام دوستان بلاخره شعرم اما.............پریشانیم را ببخشیدبازم یا علی

چقدر خسته وتنها چقدر .........من بودم

به پنجره به خودم می خورم که بر گردم

چقدر خسته وتنها چقدر دلسردم

شروع می شوم از قصه می شود هر گز

که دخترانه بگو یم که نیستم جایز

به مردِ مرده ی در خود زنی که بیمارم

چهل شب است عزیزم که بی تو تب دارم

* هنوز منتظرم تا.......نمی زنی؟ خوب است

میان اینهمه تاریک روشنی خوب است

دوباره اه تو نوشتم که باورم..... بد نیست

شبیه شعر تو در خود شناورم بد نیست

[من جیغ جیغ جیغ جیغ جیغ جیغ

نزن/بزن مسکن شک سریع مسکن شک

نه جیغ نه گریه گریه می کنم باشه]

((لالالالاخودم لالالالایی

عزیزم مریمم لا لا لا لایی

لالالالالالالالالالایی

لالالالالالا

کجایی

نمی خوابه ببین تقصیر من نیست))

* دوباره آمده بود عاشقش......نفهمیدی!

چقدر از شب دردش ستاره پرسیدی!

پرید گربه ی نازی که من کبوتر بود

واز همیشه ی این قصه ها پری/تر بود

به پنجره به خودش خورد تا که بر گردد

وریخت توی نگاه تو مثل پر پر بود

 

                                     * /خودتون پیدا کنید/ البته این فقط یک اشاره است

[ ۱۳۸٤/۱٠/۳ ] [ ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ ] [ مریم حقیقت ] [ چراغ () ]
از این قدمگاه

کتاب های من "دلم شعر است" اشعر آئینی انتشارات آرام دل و "تا دست به واژه می زنم می سوزد" مجموعه رباعیات انتشارات فصل پنجم هر دو کتاب را می توانید از طریق تماس با02166970131تهیه بفرمائید
ارادتمند علی
چراغ های رابطه
اسباب حضور


فال حافظ