به نام او که فراقش ابديست   

سلام دوستان

ایندفعه دورباعی یک غزل

به تک قله نشین غزل معاصر محمد علی بهمنی عزیز که قبلن این رباعی را مورد لطف قرار دادند

همبستر غربت وشب وسنگ شده

سیلی خور لحظه های نیرنگ شده

دلگیر دوباره های دیدار شماست

وقتی که دلم برای((من))تنگ شده

برای هر که فکر کند از جنس همین حرفهای ساده دوستش دارم

یک عمر فقط از همه پرسید تورا

در غربت غمگین غزل دید تورا

تو جاری اندیشه ی باران بودی

لب تشنه دلم ماند ونفهمید تورا

وغزل

قيام سنگ

رخصت دهيد قافيه ها را به نام ِ سنگ

اي آخرين تلاوت باران امام ِ سنگ

اين قبله را گلوله به تاراج برده است

اينجا نماز مي شكند درمقام ِ سنگ

پر پر شده ست بر پر بابا كبوتري

يعني هجوم فاجعه بر التيام ِ سنگ

اين كاروان زخمي لب تشنه از كجاست؟!

زينب به دوش مي رسد از كعبه شام ِسنگ

دارد سپاه كفر زمان غرق مي شود

جاريست از تمام زمين نيل؛رام ِ سنگ

بايد دوباره فتح شود قبله گاه عشق

بالا رود بلال اذاني به بام ِسنگ

اي آخرين ستاره ي خيبر شكن بتاب

بردار ذوالفقار علي(ع)از نيام ِسنگ

((هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق

ثبت است بر جريده ي عالم))قيام ِ سنگ

یا علی

لينک
۱۳۸٦/۸/۱٠ - مریم حقیقت
مریم حقیقت