آرین شعر
اگر به خانه ی من آمدی ای مهربان برای من چراغ بیاور ویک دریچه که از آن به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم

 

 

سلام

اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید(مولا حسین بن علی)

 

٨دیماه سالروز تولد بزرگ بانوی آزاده ی شعر فروغ نازنین تبریک ونبودنش را تسلیت

و

(علی نام مشترک عشق است.)

 

 

 

 

313

 

سیصد وسیزده نفر تنها،سیصدوسیزده دل غمگین

در خودش هی مچاله اش میکرد:

زندگی درد داره....همین

هی سرش را به مرگ می کوبید،هی دلش را به زندگی می داد

دست وپا می زد از خودش برود،مثل بالی رها شود درباد

درد اما گلوی دینش را با فشاری عمیق می برید

تا وضو می گرفت دستانش، غم نان توی شعر می پیچید

با خودش جنگ فلسفی می کرد،داد میزد کجاست عدل علی؟

من چرا باید عاشقش باشم؟نان وخرما به من نداده....

 :ولی..

.

.

.

پلکهایش عجیب سنگین شد،چشمهایش به خواب می رفتند

دردهای نگفته اش انگار،توی دستانش آب می رفتند!

در چوبی،حیاط خاکی،چاه،آب ودستاس ویک تنور سرد

چشم واکرد ودید آنجا بود،داشت تمرین زندگی میکرد!

دو سه تا بچه ،تلخ دور وبرش،مثل تنهایی خودش غمگین

شوهرش رفته بود برگردد،با سپاه شکسته ی صفین

:

[مامان از بس گرسنه ام چشمام همه جا رو سیاه میبینه

روزُشب،آب کوزه رُ دریا،خورشید ُمثل ماه میبینه]

 

مثل هرشب شکست توی خودش وبه ماه وستاره نفرین کرد

به طلوع همیشه ی خورشید به عدالت دوباره نفرین کرد

.

.

.

درُ واکن پسر غریبه رسید

 

باز شد در وعطر حق پیچید ،مثل هرشب دوباره غمگین بود

کفشهایی که وسعت دریا روی دوشش عجیب سنگین بود

گرمی دستهای سرشارش،به اجاق گرسنه نان می داد

به کویر نگاه خسته دلان وسعت سبز آسمان می داد

مثل ابر بهار می بارید

 

:از علی بگذرید

 

لرزیدند

 

:زن تو میدانی او خود مولاست؟

 

 

مثل ابر بهار باریدند

.

.

پلکهایش گشوده شد از هم وصدای اذان وزید از شهر

سیصد وسیزده دل روشن صبح آدینه می چکید از شهر

 

 

یاعلی

[ ۱۳۸۸/٩/٢٥ ] [ ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ ] [ مریم حقیقت ] [ چراغ () ]
از این قدمگاه

کتاب های من "دلم شعر است" اشعر آئینی انتشارات آرام دل و "تا دست به واژه می زنم می سوزد" مجموعه رباعیات انتشارات فصل پنجم هر دو کتاب را می توانید از طریق تماس با02166970131تهیه بفرمائید
ارادتمند علی
چراغ های رابطه
اسباب حضور


فال حافظ