آرین شعر
اگر به خانه ی من آمدی ای مهربان برای من چراغ بیاور ویک دریچه که از آن به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم

ای بی نشانه تو را ترک می کنم

من بی بهانه تو را ترک می کنم

رامم نشد دل سنگت عزیز من

پس ظالمانه تو را ترک می کنم

یا تکه تکه خودم را تو می شوم

یا شاعرانه تو را ترک می کنم

مانند عشق که پوسید بی سبب

در کنج خانه تو را ترک می کنم

هرگز مرا به خودم پس نداده ای

پس منصفانه تو را ترک می کنم

مثل تو شسرد غریبانه بی وفا

نه ..عاشقانه تو را ترک می کنم

 

 

کبوترانه ٢

 

مث یه درد عمیق و ریشه ای وحشت افتاده به جون باورم

غم غربت دوباره ی چشات گر گرفته توی چشمای ترم

سایمم سایمو با تیر می زنه خستگی داره عذابم می کنه

آسمون به جای بارون جای برف داره بی کسی می باره رو سرم

هی تقلا می کنم خسته می شم می کوبم به میله ها هی خودمو

اما قفل این قفس وانمیشه دیگه باورم شده کبوترم

 

کم کم از پرکشیدن خالی می شم ، گیرم اینکه بشکنه قفل قفس

چه جوری پربگیرم رها بشم ، آخه ریخته همه ی بال و پرم

 

کاش یه شب خواب چشاتو ببینم تا دوباره منو آتیش بزنه

بپیچه صدای نالم تو شبات . توی باد رها بشه خاکسترم

کاشکی دستای تو باز جون بگیره بکشه سمت خدا شب منو

گل و حسرت بشونه روی موهام ، بپیچه عاشقی دور پیکرم

 

کاشکی از سمت چشات پر بگیرن همه ی کبوترا به سمت من

حس پرواز و تو من زنده کنن ، پر آزادی بشه دور و برم

 

دارم اینجا می پوسم یه کاری کن بیا بشکن منو تا پر بکشم

 

بنویس شعر منو روی نگات بنویس که اشتباه آخرم

مریم حقیقت – م.آرین

خرداد  ٨۴

[ ۱۳۸٤/٥/۱٩ ] [ ۸:۳٤ ‎ب.ظ ] [ مریم حقیقت ] [ چراغ () ]
از این قدمگاه

کتاب های من "دلم شعر است" اشعر آئینی انتشارات آرام دل و "تا دست به واژه می زنم می سوزد" مجموعه رباعیات انتشارات فصل پنجم هر دو کتاب را می توانید از طریق تماس با02166970131تهیه بفرمائید
ارادتمند علی
چراغ های رابطه
اسباب حضور


فال حافظ