آرین شعر
اگر به خانه ی من آمدی ای مهربان برای من چراغ بیاور ویک دریچه که از آن به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم

پرواز را به خاطر بسپار

و گفت اين منم تجسم يک درد يا زنی تنها

نشسته ام در آستانه ی تکرار تا زنی تنها

هجوم سرد فاجعه ای تلخ پرپرش می کرد

نشست در پناه پنجره خورشيد با زنی تنها

ستاره شد دو دست جوهريش را به شعر خونين کرد

کشيد عشق فصل آخر اميد را زنی تنها

تمام شد زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت

تمام شد پرنده مرد و پرواز را زنی تنها.....

                 بهمن ۸۳

[ ۱۳۸٤/٥/۳٠ ] [ ۱:٢٧ ‎ب.ظ ] [ مریم حقیقت ] [ چراغ () ]
از این قدمگاه

کتاب های من "دلم شعر است" اشعر آئینی انتشارات آرام دل و "تا دست به واژه می زنم می سوزد" مجموعه رباعیات انتشارات فصل پنجم هر دو کتاب را می توانید از طریق تماس با02166970131تهیه بفرمائید
ارادتمند علی
چراغ های رابطه
اسباب حضور


فال حافظ