آرین شعر
اگر به خانه ی من آمدی ای مهربان برای من چراغ بیاور ویک دریچه که از آن به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم

مثل باد سرد پاييز

مثل باد سرد پاييز غم لعنتی به من زد

حتی باغبون نفهميد که چه آفتی به من زد

رگ و ريشه هام سيا شد تو تنم جوونه خشکيد

اما اين دل صبورم به غم زمونه خنديد

آسمون مست جنونی آسمون تشنه ی خون

آسمون مست گناهی آسمون چه روسياهی

اگه زندگی عذابه يه حباب روی آبه

من به گريه ها ميخندم ميگم اين همش يه خوابه

اسمون تو مرگ عشقو توی ياخته هام نوشتی

اين يه غم نامه ی تلخه که تو سر تاپام نوشتی

من به لحظه ی شکستن اگه نزديک اگه دورم

از ترحم تو بيزاد من خودم سنگ صبورم

آسمون پيشم شکسته من ديگه رو  پام می مونم

منو از تنم بگيری تو ترانه ها م می مونم

[ ۱۳۸٤/٥/۳۱ ] [ ٧:٥٥ ‎ب.ظ ] [ مریم حقیقت ] [ چراغ () ]
از این قدمگاه

کتاب های من "دلم شعر است" اشعر آئینی انتشارات آرام دل و "تا دست به واژه می زنم می سوزد" مجموعه رباعیات انتشارات فصل پنجم هر دو کتاب را می توانید از طریق تماس با02166970131تهیه بفرمائید
ارادتمند علی
چراغ های رابطه
اسباب حضور


فال حافظ