آرین شعر
اگر به خانه ی من آمدی ای مهربان برای من چراغ بیاور ویک دریچه که از آن به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم

صبح

صبح نخستين آدمی سر در گريبان شد

در چشمهايش دوزخ فردا نمايان شد

پيچيد در کار جهان بوی درخت سيب

تا هفت توی عصمت آيينه  عريان شد

در اتفاقی ناگهان منظومه ی شمسی

از چشمهای آسمان افتاد و انسان شد

جوشيد طوفان ازتنور دخمه ای متروک

در آسمان هر تکه ابری پاره ی نان شد

                  عبدالجبار کاکايی

[ ۱۳۸٤/٦/۱ ] [ ٦:٠٤ ‎ب.ظ ] [ مریم حقیقت ] [ چراغ () ]
از این قدمگاه

کتاب های من "دلم شعر است" اشعر آئینی انتشارات آرام دل و "تا دست به واژه می زنم می سوزد" مجموعه رباعیات انتشارات فصل پنجم هر دو کتاب را می توانید از طریق تماس با02166970131تهیه بفرمائید
ارادتمند علی
چراغ های رابطه
اسباب حضور


فال حافظ