آرین شعر
اگر به خانه ی من آمدی ای مهربان برای من چراغ بیاور ویک دریچه که از آن به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم

هفت شعر خوب

پشيمانی

يک روز می آيی به ديدارم با کوله باری از پشيمانی

آن روز جای گل به چشمانت جا کرده خاری از پشيمانی

از بادمی پرسی نشانم را از خاک می بويی مرا اما

وقتی نمی يابی وجودت را جز در حصاری از پشيمانی

تنها نشانم را که يک سنگ است گرمای دستت لمس خواهد کرد

يک سينه هق هق يک دهان فرياد همراه داری از پشيمانی

داغ هزار ای کاش می رويدبر سرخی لبهای زيبايت

من سبز خواهم شد ولی افسوس بر داغزاری از پشيمانی

دور از نگاه اين و آن با خويش از دشت سبز عشق ميگويی

وقتی ندارد باغ رويايت جز برگ وباری از پشيمانی

از دستهای خواهشم ديگر حتی نشانی هم نمی يابی

آنگاه ميگردد ز چشمانت صد چشمه جاری از پشيمانی

ای کاش می شد با تو بودن را در امتداد زندگی حس کرد

قبل از ظهور يک تبستان درد شام تاری از پشيمانی

                      ؟

[ ۱۳۸٤/٦/۱ ] [ ٦:٢۸ ‎ب.ظ ] [ مریم حقیقت ] [ چراغ () ]
از این قدمگاه

کتاب های من "دلم شعر است" اشعر آئینی انتشارات آرام دل و "تا دست به واژه می زنم می سوزد" مجموعه رباعیات انتشارات فصل پنجم هر دو کتاب را می توانید از طریق تماس با02166970131تهیه بفرمائید
ارادتمند علی
چراغ های رابطه
اسباب حضور


فال حافظ