آرین شعر
اگر به خانه ی من آمدی ای مهربان برای من چراغ بیاور ویک دریچه که از آن به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم

غزل گريه

بگذاريد که آزادو رها گريه کنم

همسفر با پر مرغان هوا گريه کنم

هر چه بی مهر  ووفامی کشم ازدست شماست

بگذاريد که از دست شما گريه کنم

يک نفس زار زنم تا که دل آزرده شويد

آستين را بگزم مرده صدا گريه کنم

کاش می شدشبی از دست خودم بگريزم

يادر اندوه خودآهسته تو راگريه کنم

نشود قلب شما نرم رهايم بکنيد

بگذاريد شبی پيش خداگريه کنم

باز قدم به ضريح لب حاجت نرسيد

به که پای قد وبالای بلا گريه کنم

اشک آتش زدهديديدوگفتيد رياست

بگذاريد که از روی ريا گريه کنم

شهاب شهابی  

[ ۱۳۸٤/٦/٢ ] [ ۱:٤٥ ‎ب.ظ ] [ مریم حقیقت ] [ چراغ () ]
از این قدمگاه

کتاب های من "دلم شعر است" اشعر آئینی انتشارات آرام دل و "تا دست به واژه می زنم می سوزد" مجموعه رباعیات انتشارات فصل پنجم هر دو کتاب را می توانید از طریق تماس با02166970131تهیه بفرمائید
ارادتمند علی
چراغ های رابطه
اسباب حضور


فال حافظ