آرین شعر
اگر به خانه ی من آمدی ای مهربان برای من چراغ بیاور ویک دریچه که از آن به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم

خودتون انتخواب کنيد

بارون/سلام/ ميزند اينجا بدون تو

دارد تبر دودست بريده ...الو ...الو

ميجيغم...از کسی...ک...کمک نيست می دوم

پاشيده می شوم به کسی در پياده رو

حالا به سمت مقصد او راه می روم

او می برد به سمت من اين جاده را جلو

سنگين شدم وتوی سرش چرخ می خورم

اينجا غريبه است فضا هی تلو...تلو...

مريم کجای اين شب زخمی نشسته ای؟

مريم!دوباره توی سرش می شود اکو

لم می دهم درون تنش او به صندلی

می خواهد اينکه دلهره اش را به راديو....

امروز وحشيانه زنی را که شعر بود........

هی بی خيال، شب شده ،هستی گرانتس ،شو

*****

بس کن بلند شو تو اينکاره نيستی

بالا نياوری هيجان مرا يهو

***

او پرت ميشود به منی که گذشته ام

banooyedard.aryanpoem meno

(بانوی درد دات آرين پوم منو)

مامان خيال می كند  آغاز زندگيست

يك مشت درد وا‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ژه نشان می دهد سنو

يك...دو...سه.. چارسال گذشته ودخترك...

دارم دوباره توی خيالم كزت...زورو...

او فكر می كند كه چرا بعد سالها

((خورشيد همچنان ندرخشيده)) با هوگو

سنگين شدم وتوی سرش چرخ می خورم

يك پی ام عجيب عزيزم تويی hello

خانم من عاشقم به خدا،عاشقم بشو

ضمنا تو دعوتی به من و استخوان پلو

هی ذره ذره جسم مرا آب می شود

چيزی به يادش آمده انگار وايnooooooooo

يك كم يواش تر نفسم بند آمده

او می دود تمام خودش را واز كشو...

يك اسلحه به سمت خودش... تير می كشد

پاشيده باز می شودم سمت تو الو.....

 

 

 

 

[ ۱۳۸٤/۸/٩ ] [ ٦:٥۱ ‎ب.ظ ] [ مریم حقیقت ] [ چراغ () ]
از این قدمگاه

کتاب های من "دلم شعر است" اشعر آئینی انتشارات آرام دل و "تا دست به واژه می زنم می سوزد" مجموعه رباعیات انتشارات فصل پنجم هر دو کتاب را می توانید از طریق تماس با02166970131تهیه بفرمائید
ارادتمند علی
چراغ های رابطه
اسباب حضور


فال حافظ