آرین شعر
اگر به خانه ی من آمدی ای مهربان برای من چراغ بیاور ویک دریچه که از آن به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم

دلتنگيهای آدمی را باد ترانه ای.......

کبوترانه۶

آهای يک نفر از من سراغ می گيرد

به سمت او که نبايد چراغ می گيرد

دلم گرفته عزيزم دلم گرفته همين

چقدر خسته وتنها شدم چقدر...ببين

چقدر حق به تو دادم که زندگی بکنی

وروی بال غريبم پرندگی بکنی

من بی تو فکر می کنم اصلا ...دروغ نيست

((شبهای شعر خوانی من بی فروغ نيست))

((همه می دانند که من وتو از آن روزنه ی سرد عبوس باغ را ديديم واز شاخه ی بازيگر دور از دست سيب را چيديم همه می ترسند اما من وتو.....))

اصلا چه فرق می کند به چه وزنی بگويمت

حس می کنم به پو چی مطلق رسيده ام

/حس می کنم ديگر نمی توانم شايد بايد قيد شعر رابزنم شايد بايد مثل تو بچه شوم وبچه گانه.....احساس می کنم بالهای نداشنه ات را در به درم/

ديگر به ميله های قفس خو گرفته ...نه

بايد که بالهای تو را در به در شوم

زخمی نباش هم قفس من بپر ولی.......

مامانی سلام منم کبوترت

تو می گفتی که هميشه مادرت.....

تو می گفتی بدون من نميشه

می مونی واسه مامانت هميشه

يادمه وقتی دل من می گرفت

منو وحشت نبودن می گرفت

پرای قشنگتو باز...نمی شد

يادته هميشه پر واز نمی شد

يادته مامان می گفتی پر می خوای

واسه ی درد وبلات سپر می خوای

يادته مامان پراشو به تو داد

تو دلش جای خدا شو به تو داد

دورمون قفس بود اما پريديم

مامانی يادت مياد پر کشيديم

رسيديم اون بالا ها خدا بودش

مامانی يادت مياد که نا بودش...

خودمون بال همو تبر زديم

مامانی ببخش ولی خيلی بديم

گرگا که ديدن ديگه نمی پريم

توی تنهائيا مون شناوريم

هی نمک زدن به زخم پرامون

آب ودون غم اوردن برامون

منو از تو تو رو از من...يادته

آسمون بی پريدن يادته

مامانی يادت مياد کبوتری

چقده پر نزدم تا بپری

حالا جوجم ديگه پرواز بلده

آسمونو گم شده، خيلی بده

باشه مامان بپرو برو ولی

تا هميشه واسه من کبوتری

تا هميشه جوجه ی من می مونی

پسر قشنگ ونازم می دونی

من همون کبوترم که دلشو به پر کثيف کرکس نميده

می دونم اون دغل نا مهربون جوجه ی خوشکلمو پس

                                                                     می گيرم

يا علی

بازم سلام اينم بقيه ی شعر اول کامنت پسرمو بخونيد نه اصلا بزارين همينجا کپی کنم اونو بعد جواب...نه درد منو بخونيد

پسرت/سه شنبه 5/2/1385 - 10:7

مامانی سلام ! منم کبوترم -
مي بينی دارم چه جوری می پرم/
پريدن خوبه ولی نه اينجوری -
رسيدن خوبه ولی نه اينجوری /
آرزوم اينه بمونم هميشه -
مامانی خودت می دونی نمي شه /
دل من اسير درده مامانی -
اون که می ره بر می گرده مامانی /
مامانی پر دادی پرواز بکنم -
با تو زندگی رو آغاز بکنم /
خودمون بال همو ... نه مامانی !-
روزگاره که می خواد پر نزنيم -
روزگار اين جوريه ، دلش می خواد -
ديگه هيچ موقع به هم سر نزنيم/
مامانی دلم گرفته داغونم -
خسته ام در به درم پريشونم /
فک نکن تو آسمونم مامانی -
تو قفس بايد بمونم مامانی /
مامانی تا زنده ام دوست دارم -
تو قفس کشته بشم نمی پرم /
مامانی ، گرگا بدن ، پدر سگن -
گرگا چيزای بدی بهم می گن /
گرگا می گن مامانت رو می خريم -
گرگا می گن مامانت رو می بريم /
چشامو بايد بذارم روی هم -
يک تا صد رو بشمرم هيچی نگم /
مامانی منو ببخش نمی تونم -
با تو تا بيشتر از اينها بمونم /
مامانی پرت به گرگا نخوره -
مامانم رو يه هيولا نخوره /
مامانم یه روز بهم گفت که دیگه -
دستاشو به دست هیچ کس نمی ده -
اما من خوب می دونم دیگه خدا-
مامان خوشگلمو پس نمی ده

کبوترانه۷

مامانی سلام منم کبوترت

نبينم جوجه ی من زخم پرت

دلم از حرفای تو خونه مامان

مامانت مثل تو داغونه مامان

مامانی اگه خريدنی بودم

به دس گرگا رسيدنی بودم

نمی موندم توی اين دربه دری

نمی موندم که بگن کبوتری

نمی موندم که پرا مو بشکنن

پشت هم زخم زبونم بزنن

((می گما خانوم کبوتر قشنگ

ديگه هيچکی نزده پراتو سنگ

تنهايی در به دری پريشونی؟

سايه مو می خوای کنارم بمونی؟))

مامانی خسته شدم گرگا بدن

پشت هم زخم زبونم می زنن

مامانی زمينه گرگ زياد داره

جوجه ی من مامانت مسافره

پرمو به پر گرگا ...نه مامان

مامانت رويه هيولا...نه مامان

مامانی منو ببخش بايد برم

آسمونو گم شدم کبوترم

مامانی بايد بره تا نفسه

دست گرگا به مامانت نرسه

يادته کبوتری که پر کشيد

خودشو از توی شعرامون پريد

حالا من جای همون کبوترم

خودمو از توی چشمات می پرم

پرمو به پر گرگا نزنی

به مامان مهر هيولا نزنی

تو خودت خوب می دونی بايد برم

اينجا آتيش می گيره بال وپرم

مامانت رو شبونه خاک می کنی؟

ديگه از در به دری پاک می کنی؟

نمی خوام اونا که هيچ وقت نبودن

بيان و دور تنم پر بزنن

بزاآروم بگيرم بدونشون

نده لونه مو به اون گرگا نشون

جای من اون بالاهاس تو آسمون

مامانی هميشه عاشقم بمون

جوجمو سپردمش دست خدا

مامانی يادت باشه که اون بالا

يه نفر واسه تو پر پر می زنه

هستيشو به سيم آخر می زنه

پريده اما هنوز دوست داره

هميشه بال تو رو مسافره

نشکنه بال وپرت باشه مامان؟

تا ابد منتظرت...باشه مامان؟

ياعلی  

 

 

[ ۱۳۸٥/٢/٤ ] [ ۳:٠٤ ‎ب.ظ ] [ مریم حقیقت ] [ چراغ () ]
از این قدمگاه

کتاب های من "دلم شعر است" اشعر آئینی انتشارات آرام دل و "تا دست به واژه می زنم می سوزد" مجموعه رباعیات انتشارات فصل پنجم هر دو کتاب را می توانید از طریق تماس با02166970131تهیه بفرمائید
ارادتمند علی
چراغ های رابطه
اسباب حضور


فال حافظ