آرین شعر
اگر به خانه ی من آمدی ای مهربان برای من چراغ بیاور ویک دریچه که از آن به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم

سلام دوستان، شايد نبايد /شعر حتی/ نوشتن اما..........

۷۷۷۷۷

هميشه مقصد راهی شدم که نبود

اسير چشم سياهی شدم که نبود

هميشه از علی از عشق دم زدم اما

دخيل غربت چاهی شدم که نبود

((تو تکيه گاه منی تا هميشه بمان))

چه سرنوشت...پناهی شدم که نبود

کبوترانه پلنگ هميشه دردم که

اسير پنجه ی ماهی شدم که نبود

تمام آنچه ندارم سياه چشم قشنگ

 دوباره مقصدراهی.................

                     پرواز سهم بالم نيبست بی تو

                                  اين جاده مسافر می خواهد

                                              هم بال می شوی پروازم را؟

                               **************

کبوترانه۸

مردم سلام،می شنويدم کبوترم

امشب از اين زمين قفس خيز می پرم

دارم تمام...نه شدم اصلا که نيستم

دارم غريب پرپ پ پر پر که باورم.....

دلهايتان به حال پريشانيم... ؟چه بد

دلهای گرگ زاد شما...؟خاک بر سرم

اصلا به من چه آخر خط ايستاده ام

اصلا به من چه عاشق من نيست دلبرم

اصلا به من چه((خانوم خوشگل مامان من؟

اصلا به من چه(( از قفس تو نمی پرم

حالا زمان گذشته ،او؟خب پريده است

بال مرا گرفته کجا پر کشيده است

اصلا به من چه

               بايد ازاين عشق بگذرم

تکرار تلخ قصه ی يک برج کهنه و......

اصلا به او چه خب به درک من کبوترم

امشب از اين زمين قفس خيز...، بگذريم

ديگر نمی توانم واز خويش

بگذريم

شايد مثلا می پرم

                                 *************

کبوترانه ۹ را به زودی بپروازم گويا... شايد.... اما... نمی دونم

يا علی

 

 

 

[ ۱۳۸٥/۳/٦ ] [ ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ ] [ مریم حقیقت ] [ چراغ () ]
از این قدمگاه

کتاب های من "دلم شعر است" اشعر آئینی انتشارات آرام دل و "تا دست به واژه می زنم می سوزد" مجموعه رباعیات انتشارات فصل پنجم هر دو کتاب را می توانید از طریق تماس با02166970131تهیه بفرمائید
ارادتمند علی
چراغ های رابطه
اسباب حضور


فال حافظ