آرین شعر
اگر به خانه ی من آمدی ای مهربان برای من چراغ بیاور ویک دریچه که از آن به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم

کبوترانه۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱!

خانم سلام اسم شما ؟((بنده آرین

یعنی شروع می شوم اینجا یه گم شدن))

تفهیم جرم    دربه دری خب دفاع کن

((آقا اجازه هست بگویم که غالبن

من فکر می کنم به ...د اصلا ولم کنید

مامان جواب می دهد اینجا به جای من))

 



من گریه می شوم که بگو یم نمی توا...

نم نم شروع می شوم از دست وپا نزن

این بچه مرده،مرده؟ولی من نمرده بود

دکتر چکار؟....زنده ام آقا کتک نزن!

خانوم بس است جرم شما.../خسته می شود/

اعلام وقت باز تنفس اجالتن

((حالم بده ادامه نمیدم نمی تونم))

/چشمای خیس ومضطرب و ناز آرین/

پایان وقت باز تنفس شروع شو

من خسته من نمی نه م مریم د جون بکن



حالا تمام قصه همینجا شروع شد

حالا تمام قصه همینجا که ظاهرن

دارم عروس حجله ی خوشبختی...همین

دارم عروس حجله ی خوشبختی...((لجن

بس کن  خفه ...دروغ نگو بی شعور‌ٍٍٍ...[کات ـ

این فحش توی متن/ببخشید/خواهشن ـ

ساکت شو آبروی مرا جیغ هی نکش

این بچه شیر...وای... ندارد تو انجمن......

اصلا به من چه من که نخوا...دور می شوم

ازآن سگ کثیف بد پست مرد تن

مامان بلند...دخترکم ضعف کرده بود

من داغ گریه می شوم از مجرمم که زن...

دیگه نمی تونم به خدا زجر می کشم

بابا قبول هر چه گناهست پای من...

 

 

دارم زدند پشت تمام گذشته ها

دارم بزن قبول فقط دست تو کفن.....

یا علی

 

[ ۱۳۸٥/٦/۸ ] [ ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ ] [ مریم حقیقت ] [ چراغ () ]
از این قدمگاه

کتاب های من "دلم شعر است" اشعر آئینی انتشارات آرام دل و "تا دست به واژه می زنم می سوزد" مجموعه رباعیات انتشارات فصل پنجم هر دو کتاب را می توانید از طریق تماس با02166970131تهیه بفرمائید
ارادتمند علی
چراغ های رابطه
اسباب حضور


فال حافظ