آرین شعر
اگر به خانه ی من آمدی ای مهربان برای من چراغ بیاور ویک دریچه که از آن به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم

متفاوت

من فقط خواسته بودم متفاوت باشم

با تو با هر چه در عالم متفاوت باشم

مثل حوا که به نامش زده شد قرعه ی عشق

مثل نادانی آدم متفاوت باشم

من نمی خواهم از اعجاز شما زنده شوم

بايد از حضرت مريم متفاوت باشم

آی آقا تو که مثل همه عاشق شده ای

اين گناه است که من هم متفاوت باشم

من نمی خواهم از اندوه تو تکرار شوم

دوست دارم که دمادم متفاوت باشم

مثل آزادگی حس پريدن بر دار

مثل شادابی يک غم متفاوت باشم

چه شده خسته شدی از من از اين بی تو غريب

گفته ای دوست ندارم متفاوت باشم

به گمانم که مرا چشم زده است اين همه بد

بايد از اين همه ماتم متفاوت باشم

آه خوشبختی من را به چه جرمی بردند

من فقط خواسته بودم متفاوت باشم

           بهمن ۸۲

[ ۱۳۸٤/٥/۱٩ ] [ ۸:٥٩ ‎ب.ظ ] [ مریم حقیقت ] [ چراغ () ]
از این قدمگاه

کتاب های من "دلم شعر است" اشعر آئینی انتشارات آرام دل و "تا دست به واژه می زنم می سوزد" مجموعه رباعیات انتشارات فصل پنجم هر دو کتاب را می توانید از طریق تماس با02166970131تهیه بفرمائید
ارادتمند علی
چراغ های رابطه
اسباب حضور


فال حافظ