آرین شعر
اگر به خانه ی من آمدی ای مهربان برای من چراغ بیاور ویک دریچه که از آن به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم

غروب وفال و فنجان تو باشد

دوبیتی های سوزان تو باشد

فدای آلبوم عکسی که در آن

نمایشگاه ِ چشمان تو باشد

 

***

 

دوباره بی قرارت گریه کردم
همین گوشه،کنارت گریه کردم
تو را درخویش کشتم،بعد از آن شب

در آغوش مزارت گریه کردم

 

***

تماشایی ست وقتی که نباشی
شب اینجایی ست وقتی که نباشی
دلم می لرزد از دلتنگی وعشق
چه سرمایی ست وقتی که نباشی

 

***

 

بنویش این جام مرد افکن برقصیم
بدون ِ مرز پیراهن برقصیم

جهان دارد به پایان می رسد عشق

بیا تا وقت جان کندن برقصیم

***

قشنگ ِ پیچ وتابت عاشقم کرد

نگاه ِپر شرابت عاشقم کرد
برایم آنقدر خواندی که آخر
دوبیتی های نابت عاشقم کرد

 

***

شبیه ماه درچنگت نبودم
پلنگ زخمی آهنگت نبودم
دلم می خواست می مردم عزیزم

ولی یک لحظه  دلتنگت نبودم

***

طلوع ِآفتابت را ببینم

نگاه ِ پر شرابت را ببینم

دلم اصلن هوایت را نکرده!

ولی ای کاش خوابت را ببینم

 

یاعلی

[ ۱۳٩٠/۱٠/٢ ] [ ۳:٠٢ ‎ب.ظ ] [ مریم حقیقت ] [ چراغ () ]
از این قدمگاه

کتاب های من "دلم شعر است" اشعر آئینی انتشارات آرام دل و "تا دست به واژه می زنم می سوزد" مجموعه رباعیات انتشارات فصل پنجم هر دو کتاب را می توانید از طریق تماس با02166970131تهیه بفرمائید
ارادتمند علی
چراغ های رابطه
اسباب حضور


فال حافظ