آرین شعر
اگر به خانه ی من آمدی ای مهربان برای من چراغ بیاور ویک دریچه که از آن به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم


حرمله دست نگهدار پرم می شکند
بغض خونین گلوی ِ پسرم می شکند
نکند باز رقیه به علی خیره شده
نکند باز دل ِ همسفرم می شکند
آب را از پسر آب گرفتن،هیهات
آه زهراست که از پشت درم می شکند
غم بی شیری اصغر،غم این خفته ی چند
خواب در نی نی چشمان ترم می شکند
تیر کین و لب عطشان و گلوی خونین
پیش چشمم کمر تاج سرم می شکند
زخم تیری ست سه شعبه به دلم بعد از این
کارم از گریه گذشته جگرم می شکند
من و گهواره ی خالی پس از او چه کنم؟
زیر این بار دمادم کمرم می شکند
آسمان تشنه ی خون است و علی تشنه ی عشق
حرمله دست نگهدار پرم می شکند

مریم حقیقت

[ ۱۳٩٥/٧/۱٧ ] [ ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ ] [ مریم حقیقت ] [ چراغ () ]
از این قدمگاه

کتاب های من "دلم شعر است" اشعر آئینی انتشارات آرام دل و "تا دست به واژه می زنم می سوزد" مجموعه رباعیات انتشارات فصل پنجم هر دو کتاب را می توانید از طریق تماس با02166970131تهیه بفرمائید
ارادتمند علی
چراغ های رابطه
اسباب حضور


فال حافظ