آرین شعر
اگر به خانه ی من آمدی ای مهربان برای من چراغ بیاور ویک دریچه که از آن به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم

كبوترانه ٣

سايه ، سكوت ، سردي سرداب ، انتظار . گويا كسي دوباره شما را شنيده است

يك حس تلخ ، فلسفه اي كهنه ، دست تو روي قفس صداي پريدن كشيده است

 

داري تلاش مي كني از خاك بگذري ، بايد به سمت نور بيايي ولي چرا ؟

ناباوري درون تو تكرار مي شود ، شك ريشه هاي سادگيت را جويده است

 

هي دست مي كشي به صداهاي رهگذر شايد كسي به مرگ تو ايمان بياورد

يا تكيه مي كني به كسي كه نبوده است باور نمي كني كه تو را هم چريده است

 

توي خودت سراغ تباهي گرفته اي . شايد شروع حادثه هاي دوباره نه

ساعت درست مثل همين لحظه بي خبر ، دستي خطوط منتشرت را گزيده است

 

وحشت ، اتاق ، سايه ، تو ، خون ، بستري كثيف ، هي درد مي كشي و نفس دست و پا نزن

بس كن تمام شد شبح عاشقانه ها حالا گلوي عاطفه ات را بريده است

 

حالا رسيده اي به خودت سمت نو شدن در تو صداي مبهم يك حس تازه است

 

 

هرگز به لخته لخته شدن خو نمي كني چشمت به فكر ثانيه هاي نديده است

 

 

برگرد جاده فاجعه ي سرخ رفتن است  ، پرواز حس مضحك تلخي است هم قفس

 

 

دارد به خون و جيغ و كفن فكر مي كني ، گرگي كه ذره ذره پرت را دريده است

 

 

 

وقتي چهار سمت به بن بست مي رسد راهي بجز رها شدن از خود نمانده است

 

 

ها پشت پا بزن به تمام گذشته ها ، مثل كبوتري كه خودش را پريده است

 

مریم حقیقت – م.آرین

اردبيهشت ٨٤

 

[ ۱۳۸٤/٥/٢٩ ] [ ٢:۳٢ ‎ب.ظ ] [ مریم حقیقت ] [ چراغ () ]
از این قدمگاه

کتاب های من "دلم شعر است" اشعر آئینی انتشارات آرام دل و "تا دست به واژه می زنم می سوزد" مجموعه رباعیات انتشارات فصل پنجم هر دو کتاب را می توانید از طریق تماس با02166970131تهیه بفرمائید
ارادتمند علی
چراغ های رابطه
اسباب حضور


فال حافظ