وصیت نامه

وقتی که دین را یاوری می کرد خورشید
از خالق ِ خود دلبری می کرد خورشید
باید وصیت نامه از خون می نوشت و
اندیشه ها را رهبری می کرد خورشید
وقتی که از عزم ِپریدن حرف می زد
پرواز را روشنگری می کرد خورشید
ظلم وفساد وکفر را می دید ومی سوخت
باید قیام دیگری می کرد خورشید
امر ِبه معروف خدا بر شانه اش بود
نهی از قبول ِ سامری می کرد خورشید
با نام ِ اسلام ، از ستم  لبریز  بودند
دین را از این ظلمت بری می کرد خورشید
می کَند از جا قلعه ی عصیان گری را
در خیبر ِ خون ،حیدری می کرد خورشید
همبال ِ هفتاد و دو عاشق ،پر گشود و
در کهکشان ها شهپری می کرد خورشید
سر ، از تن ِ قرآن  جدا  کردند  اما
بر نیزه ی ِ خون دلبری می کرد خورشید

 

 

 

یاعلی

/ 25 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سیمزاری

سلام بر بانوی آب و آینه و آفتاب لینکتان کردم که هر از گاهی استفاده کنم خواستید بیشتر آشنا خواهیم شد . وباز اگر خواستید لینک بفرمایید

سیمزاری

سلام بر بانوی آب و آینه و آفتاب لینکتان کردم که هر از گاهی استفاده کنم خواستید بیشتر آشنا خواهیم شد . وباز اگر خواستید لینک بفرمایید

محمد

استاد شعرات قشنگه خودتم خوشگلی

آرین

سلام .واقعا وبلاگ زیبایی داری خیلی بهره بردم از مطالب دلنشین شما منم ی وب ناچیزی دارم اگه افتخار میدین یه سر بزنید ممنون متشکر

سید علیرضا رئیسی گرگانی

درود به شما فرهیخته گرامی سرکار خانم حقیقت با احترام شما را دعوت میکنم منتظر حضور گرم و نظر ارزشمند شما هستم چنانچه با تبادل لینک هم موافق هستید بنام ( کشکول رئیسی - مصدرالاراجیف) لینکم بفرمائید و اعلام کرده تا من هم متقابلا لینک نمایم ارادتمند شما رئیسی گرگانی

aref sasani

سلام با غزلی به روزم ومنتظر نظرات ارزشمندتان نظر یادتون نره لطفا یا حق[گل]