محکوم

ديشب آورد سراسيمه سواری غمگين

خبرازخانب محکوم به داری غمگين

اخرين ثانيه هامنتظر پاييزند

درتب وتاب رسيدن به سواری غمگين

هفتمين روزهمين فصل ترک خواهم خورد

خويش رامی شکنم مثل اناری غمگين

آسمان وارث اندوه بجا مانده ی من

خنده دار است سرانجام شکاری غمگين

زندگی فکر بدی نيست ولی ميشکند

مردی از جنس دل آينه ،آری غمگين

خودمان مساله داريم که بد می بينيم

ور نه پاييز بهار است بهاری غمگين                        ؟

/ 3 نظر / 21 بازدید
بهرام کمالی

سلام خانم حقيقت و ممنون از حضورت٬ فقط چرا رفتی اون پائين پائينها کامنت گذاشتی؟ می خونمت و لينک هم به زودی.

.

.

.

=))